تبليغاتX
نـــــــارفیق - احساس تنهایــی

نـــــــارفیق

خنه

امروز بعد از مدتها خواستم در خیابون قدم بزنم .

هدفون رو تو گوشم انداختم و به راه افتادم بعد از ۲ ساعت راه رفتن چشمم به ایستگاه

اتوبوس افتاد ! جایی که خیلی دوستش دارم رفتم و نشستم در فکر فرو رفتم احساس نا

آشنایی به من دست داد ! زمانی به خودم اومدم که دیدم مردم به من خیره شدن! چرا ؟

چون من داشتم اشک میریختم بدون اینکه تغییری در چهرم بوجود اومده باشه ...

من خودم این موضوع رو احساس میکردم ..

اون لحظه داشتم فکر میکردم که این چه احساسی هست که منو اینطوری کرده ؟ بعداز

مدتی متوجه شدم . تا بحال اینقدر تنهائی منو ناراحت نکرده بود . من امشب تنهائی رو

احساس کردم .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 23:41 توسط پیام |


X

هرکس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا و دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا میشکند


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

دل شکسته
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

هفته چهارم فروردین 1388

هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386


آرشيو موضوعي

تنهایـــــــی


پيوندها

عشق
سرگرمی
تبلیغات پیکسلی رایگان
مهسا
بهترین سایت سرگرمی
وبلاگ عشقولانه
ملیکا
سحر خاتون
نی نی ناز
مامانوئل
مورفین (خودم)
وحدت عالم
عاشق دل شکسته
کوکاییــــن
رابین هــــــود
آبجی آرزو


    تعداد بازديدها: