|
هیچ کس ویرانی ام را حس نکرد وسعت تنهایی ام را حس نکــرد در میــان خـنــده هـای تـــلـخ مـن گریه ی پنهانی ام را حس نکـرد در هجوم لحظه هــای بـی کــسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد آن که بـا آواز من مانــوس بــود لحظه ی پایانی ام را حس نکـرد + نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386 13:29 توسط پیام |
من از اين پس به همه عشق جهان مي خندم
به هوس بازي اين بي خبران مي خندم
هر که آرد سخن از عشق به آن مي خندم
خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است
کارم از گريه گذشته به آن مي خندم ... + نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386 13:28 توسط پیام |
|
| ||||||